سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

 

هر چه با من اینجاست
رنگ ِ رخ باخته است 
آفتابی هرگز
گوشه ی چشمی هم
بر فراموشی ِ این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه ی خاموش ِ فراموش شده 
کز دم ِ سردش، هر شمعی خاموش شده 
یاد ِ رنگینی در خاطر ِ من 
گریه می انگیزد 
ارغوانم آنجاست 
 ارغوانم تنهاست 
ارغوانم دارد می گرید 
چون دل ِ من که چنین خون ‌آلود 
هر دم از دیده فرو می ریزد 
ارغوان 
 این چه رازی است که هر بار بهار 
با عزایِ دلِ ما می اید ؟


نوشته شده در  دوشنبه 92/1/26ساعت  10:2 عصر  توسط شبلی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
به لودر قسم
دست ها
کاری به کار عشق ندارم..
همین
وقت نوشتن
آقا ما بد، شما خوب
ارغوان
[عناوین آرشیوشده]