| [WAITING] |
19/10/90
3:28 صبح
3:28 صبح
..
10/10/90
12:46 عصر
12:46 عصر
شبای رفتن تو..
شبای رفتن تو ، شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم ، بی تو چه پاره پارست
با هر نفس تو سینه ، بغض تو ،تو گلومه
با هر کی هر جا باشم ، عکس تو روبرومه
آخ که چقدر تنگه دلم ، برای اون شبامون
کاشکی که اون عشق بشینه ، دوباره تو دلامون
چی میشه برگردی بازم ، به روزای گذشته
هوای پاییزی چرا ، تو عشق ما نشسته
شبای رفتن تو ، شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم ، بی تو چه پاره پارست
سپردی عهدمونو به دست باد و بارون
منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم
.
.
30/8/90
3:0 صبح
3:0 صبح
کـِـــــــش
از چیزی امیدی می سازیم برای فردا
و کـِـش می آید
همه ی وجودمان در جاذبه ی فوق العاده اش !
سفری ، دیداری ، تغییری ُ چیزی از این دست ....
چیزی که متعهدمان کند ادامه بدهیم !
9/8/90
12:15 صبح
12:15 صبح
هیچی با هیچی!
آره فرقی نمی کنه !
گاهی وقتا هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !
گاهی وقتا هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !
خب داره دیرم میشه !
باید برم !
در که بسته بشه ،
باید برم !
در که بسته بشه ،
دیگه فرقی نداره
فاصله ت با من صد متره ، یا صد قرن !
فاصله ت با من صد متره ، یا صد قرن !
وقتی نمی بینمت ،
چشمام باشن یا نباشن !
چشمام باشن یا نباشن !
وقتی نیستی دیگه ،
برام هیچی با هیچی فرق نمی کنه !
برام هیچی با هیچی فرق نمی کنه !
شعرم شعر باشه یا ، مِعر !
آره !
آره !
این جوریه که اون جوری میشه !
نی نی !
نی نی !
مگه نه ؟!•

