سلام ! ای همه ی ناتوانی ها !
نداشتن ها !
سلام ! ای همه ی عرق های شرم !
سلام ! ای زندگی !
ای ملال بی پایان !
سلام ! ای دل قاچ قاچ !
ای چاقوی خود ساخته !
سلام ! ای همه ی ناتوانی ها !
نداشتن ها !
سلام ! ای همه ی عرق های شرم !
سلام ! ای زندگی !
ای ملال بی پایان !
سلام ! ای دل قاچ قاچ !
ای چاقوی خود ساخته !
دارو ندارمو میدم ولی چشماتو ندم
دارو ندار من تویی ، به گریه های من نخند
از همه دنیا من فقط ، دل خوش تو بودم ولی . . .
دل خوشی تو نبودم دوستم نداشتی یکمی
اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمت منه
نخواستم این جوری بشه این از بخت بد منه
قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز
چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز
بودم همه شب دیده به ره ، تا به سحرگاه
هرگز چو پری نامدی از راه ، نامدی از راه ، نــــامدی از راه..
دل دل
دل دیوونه
کی قدر تو رو میدونه
عشق نیست
حال تو ویروونه...
اونکه تو دلم جاشه
با عشقی
که تو چشماشه
ای کاش
مال من باشه...
این دل مال تو بود
اما از تو چه سود
وای از رفتن تو
از دنیای حسود
عاشقانه
تماشا کن
مرا گاهی...
تا دلت شاید
سوی من آید
اگر خواهی
تا عشق آید به همراهی...
دلم برایت، تنگ میشود.
تنگ میشود برایت دلم.
برایت دلم، تنگ میشود.
تنگ میشود دلم برایت.
چه فرق میکند جملهها
وقتی من دلتنگم
وقتی هیچ کدامشان،
هر چه هم تکرار کنم
باز نمیتوانند
پا به پای دلتنگی بیایند ...
شبای رفتن تو ، شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم ، بی تو چه پاره پارست
با هر نفس تو سینه ، بغض تو ،تو گلومه
با هر کی هر جا باشم ، عکس تو روبرومه
آخ که چقدر تنگه دلم ، برای اون شبامون
کاشکی که اون عشق بشینه ، دوباره تو دلامون
چی میشه برگردی بازم ، به روزای گذشته
هوای پاییزی چرا ، تو عشق ما نشسته
شبای رفتن تو ، شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم ، بی تو چه پاره پارست
سپردی عهدمونو به دست باد و بارون
منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم
.
.
از چیزی امیدی می سازیم برای فردا
و کـِـش می آید
همه ی وجودمان در جاذبه ی فوق العاده اش !
سفری ، دیداری ، تغییری ُ چیزی از این دست ....
چیزی که متعهدمان کند ادامه بدهیم !